تبلیغات
تمام دنیای من - من كم نمیاااارم......
من كم نمیاااارم......
بازم سلام دوستان
امروز حالم گرفتس....بعد از ظهرا بیشتر حالم بد میشه..
میدونین داشتم فیلم در ارزوی ازدواج رو میدیدم...همین پایینی...شما دیدینش؟؟

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS1UiuUXjXB1OoyLhAtJbtN7WEeUUe6A1kXjEMuPlGaLHwt9jEnNQ

من عاااااشق روحیه  و اراده ی قوی شخصیت های این فیلمم....مخصوصا بوگی...ایشون

http://img.yonhapnews.co.kr/photo/yna/YH/2010/01/14/PYH2010011408870034400_P2.jpg
ازشون یاد گرفتم كه تحت هیچ شرایطی كم نیارم و روی چیزی كه میخوام و روی هدفم تمركز كنم و برای رسیدن بهش تلاش كنم...مهم نیس كه دیگران چی میگن و چقدر تلاش میكنن كه سد راه آدم بشن.
با اینكه الان توی اوج ناامیدی و خستگی روحیم ولی بازم كم نمیارم و ادامه میدم...با اینكه مامانم همیشه و توی همه ی موارد بهم گیر میده و واقعا دیگه آدم رو خسته میكنه ولی من بازم میتونم تحمل كنم.آخه یدونین طرز فكر مامانم و من خیلی با هم فرق داره...تقصیر هیچكس نیس...و البته هیچكدوممون هم نمیتونیم طرز فكری اون یكی رو قبول كنیم....
خیلی بده كه توی همه كارات مادرت دخالت كنه و جالبه كه همیشه هم انتقاد میشنوی....اما مهم نیس....من یه آدم مستقل هستم و بازم میتونم ادامه بدم.
این اواخر دیگه ضربه آخر بهم وارد شد.مامانم خیلی تلاش كرد منو از دانشگاه قم بیاره دانشگاه الزهرا  تهران با اینكه من مخالف بودم،شاید بگین این دختره چقدر خنگه اما عجله نكنید من بهتون میگم،من دوستایی كه خیلی وقت بود  دنبالشون بودم اونجا پیدا كردم و از همه مهمتر با حداقل 20 نفر مدت 9ماه زندگی كردم چه توی خوابگاه چه توی خود دانشگاه كه باران جونم یكی از اوناس و البته غزاله توی خوابگاه....هممون به هم وابسته شدیم شدیدا....نمیدونم خوشبختانه یا بدبختانه من دوستام برام خیلی خیلی مهم و  با ارزشن و یه سریاشونو مثل خواهرم از صمیم قلب دوست دارم و اصلا دوس ندارم ازشون جدا بشم اما با این كار مامانم دارم واقعا تیكه تیكه میشم...چون دارم به چشم خودم میبینم كه دارم این آدما رو از دست میدم...هر چقدرم باهاشون ارتباطم رو ادامه بدم مثل وقتی كه توی دانشگاه بودیم نمیشه....
من از بچگی خودم تنهایی بزرگ شدم و روپای خودم بودم چون خواهرم ازم بزرگتر بود و خب دنیاش با من فرق داشت و مادر پدرم هم شاغل بودن بنابراین تنهای تنها بودم البته باهاش خو گرفتم و دنیای خودم رو ساختم واسه همین حالا كه دوستای خوب و عالی پیدا كردم واقعا دلم نمیخواد ازشون جدا بشم....اما با همه اینا حتی اگه بیام تهران و ازشون جدا بشم همشون رو توی قلبم نگه میدارم و بازم ادامه میدم ...من كم نمیارم....اگرچه بازم تنها میشم اما بازم میتونم تحمل كنم.......






طبقه بندی: دلنوشته،
[ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ مهتا ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • آوازک